Wings of Desire :-)
9.2.07
اينکه در چه کشوری زندگی می کنم، و مردم کشورم از هر قشری که باشند و با نقاب های فرهنگی
و شخصيتی متفاوت، باز هم متعلق به آن کشورند و رفتار هايشان بر اساس فرهنگ غالب آن مملکت است،
نکته ايست که بايد بپذيرم. اينکه چيز هايی هست که در اين جامعه به من صدمه می زند، در حالی که اگر
در کشور و فرهنگ متفاوتی بودم، صدمه که نبود هيچ، خوب هم بود.
آدم هايی که با آنها در ارتباط هستم يا روابط جديدی که در طول زمان خواهم ساخت، هم همه
در اين کشور بوده اند و اگر هم به طور فيزيکی در جامعه ی ديگری باشند، باز ايرانی اند. من چه اين
ايرانی بودن را بپسندم و چه نه، اين يک واقعيت است که بايد بپذيرم.

واقعيت ها زيادند، چيز های زيادی هست که بايد بپذيرم...فرق باريکی هست بين پذيرفتن و احساس اجبار کردن

يادم نيست کجا و از کی:
Pain is inevitable, but suffering is optional.
1.2.07
The Little Boy and the Old Man

Said the little boy,
"Sometimes I drop my spoon."
Said the little old man,
"I do that too."
The little boy whispered,
"I wet my pants."
"I do that too,"
laughed the old man.
Said the little boy,
"I often cry."
The old man nodded.
"So do I."
"But worst of all,"
said the boy,
"It seems Grown-ups don't pay attention to me."
And he left the warmth of a wrinkled old hand.
"I know what you mean,"
said the little old man.

Shel Silverstein



پ.ن.1.يک کتاب، تازه دستم اومده که خيلی ازش خوشم اومده.
CHICKEN SOUP FOR THE SOUL, Jack Canfield and Mark Victor Hansen, Health Communications, Inc. Deerfield Beach, Florida.


پ.ن.2. دلم تنوع، هيجان، آرامش، استراحت، شادی، و از اين جور چيز ها می خواهد. يک سفر
جديد هم می خواهد. اولين کلاس ترم جديدم شنبه صبح است... خوب است که کلاسش را دوست دارم.
نمی دانم ميخ از کجا تهيه می کنند. دلم باران ريز و رنگين کمان هم می خواهد. دلم شور کودکی ام را
برای برف زدن به شاخه های پر از برف درختان و غافل گير کردن پدرم را می خواهد. حالا می گذريم از آنچه
دلم می خواهد...خوبيش آن است که دلم، بی شائبه می خواهد.